هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
97
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
را نمىبينيم . فرمود : او را به حال خود بگذاريد ، او مشغول كارى است . در همان حال كه آنان از على خبر مىگرفتند ، ناگاه على به سوى ايشان آمد و سر « عزور » يهودى را با خود آورد . داستان اين بود كه عزور و گروهى از يهوديان از حصار بيرون آمده در پى فرصت بودند كه از مسلمانان كشتار كنند ، على ( ع ) كه در كمين وى بود به او حمله برد و او را كشت . همراهان عزور كه نه تن بودند گريختند . پيامبر ( ص ) ده تن از مسلمانان را كه ابو دجانهء انصارى و سهل بن حنيف نيز در ميان آنان بودند به همراه على ( ع ) در پى بىآن يهوديان فرستاد . مسلمانان پيش از آنكه آن گروه وارد قلعههايشان شوند رسيدند و با آنان وارد نبردى تن به تن شدند ، كه نتيجهاش كشته شدن آن نه تن يهودى بود . مسلمانان سرهاى آنان را جدا ساختند و نزد پيامبر ( ص ) بردند . پيامبر دستور داد آن سرها را در برخى از قلعههاى بنى حطمه بيندازند . كشته شدن اين گروه دلهاى يهوديان را به وحشت انداخت و عزمشان را سست كرد . ( 1 ) پيامبر ( ص ) حدود بيست روز در آنجا ماند و يهود را در محاصره نگهداشت . در اين ضمن گاهگاه پيكارهائى ميان دو طرف در مىگرفت . تا آنكه نااميدى در دلهاى آنان راه يافت ، بويژه آنكه پيامبر بنا به برخى از روايات تعدادى از درختان خرماى ايشان را بريد . چون آنان اين خبر را دانستند فرياد برداشتند كه اى محمد تو مردم را از تباهى در زمين بازمىداشتى حال چه شده كه امروز نخلها را قطع مىكنى و مىسوزانى ؟ خداوند نيز چنان كه مفسران مىگويند در اين زمينه چنين نازل فرمود : « ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ » ( حشر / 5 ) ( آنچه از درختان خرما بريديد ، يا بر ريشههايش ايستاده باقى گذارديد به اجازهء خداوند و براى آنكه بدكاران خوار گردند بوده است . ) ( 2 ) همهء آنچه مسلمانان بريدند و سوزاندند از شش درخت نخل فزونتر نمىشد . منظور آيه اينست كه چه نخلهائى كه بريده شدند و چه آنها كه باقى ماندند ، همه به فرمان خدا بوده است تا كافران بنى نضير از آن به خشم